Mon coin de solitude

"از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد"

Mon coin de solitude

"از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد"

Mon coin de solitude

اینجا کنج تنهایی من است. از بچگی عادت داشتم، جایی از اتاقم را کنج تنهایی بدانم. پشت دری، کنج دیواری و یا کنار شوفاژی. عموما برای هموار کردن لحظات سختم به آن کنج پناه می بردم. این وبلاگ، برای من حکایت همان کنج آشنا را دارد. کنجی که مجال خلوت با خود را برایم فراهم می کند.

بعد از اسباب کشی به اینجاُ متاسفانه هنوز کل آرشیو را نتوانستم منتقل کنم و برخی از پستها هنوز سرجایشان قرار نگرفته اند. نظرات وبلاگ قبلی هم که متاسفانه همه از بین رفتند...

دنبال کنندگان ۷ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

فاتخذهُ وَکیلا

سه شنبه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۴، ۰۳:۵۷ ب.ظ
این روزها مزمل می خوانم و شکر خدا آرام ترم. خیلی آرام تر. 
گرفتاری های کاری زیاد است اما تا حدی دوباره یاد گرفته ام هنر در لحظه بودن را. تازگی یک الگو کشف کرده ام در خودم: من انگار هر سال، از اواخر آگوست تا اوایل ژانویه حال روحی ام پر تلاطم و نا آرام است. بعد کم کم شروع می کنم به خوب شدن و آرام شدن. دوباره جایی در تابستان، حوالی جون-جولای یک موجی بهمم می ریزد و دوباره خوب می شوم تا دوباره بارانهای آگوست شروع شود!

تصمیم گیری در مورد ازدواج و اینها هم قرار شد فعلا به تعویق بیفتد. از برکت آرامش این روزها دوباره مطمئن شدم که اگر صلاح و قسمت من ازدواج کردن باشد، بی شک خدا آن را که باید سر راهم قرار می دهد و مهرش را به دلم می اندازد. 

چند وقت پیش خواب عجیبی دیدیم. در خیابان بودم و می خواستم نماز بخوانم. وقت نماز تنگ بود. در خانه ای را زدم. خانمی در را باز کرد و وقتی خواسته ام را گفتم، خیلی راحت و عادی به من جایی داد که نماز بخوانم. بعدا فهمیدم که یک خانواده جنوبی اند با یک عالمه بچه قد و نیم قد. آدمهای خیلی خوبی بودند و دوستشان داشتم. وقتی داشتم از پیششان میرفتم، خاله بچه ها (خواهر همان خانم که در را باز کرده بود!) به قول خودش یک "غازی" پنیر و خرما بهم داد. خیلی خوشحال بودم. خیلی حالم خوب بود.



  • ۹۴/۱۱/۱۳
  • دخترچه

نظرات (۵)

سلام..
جان دلم..مزمل..
منم از این الگوها دارم..وابسته ی نورم..تمیزی هوا هم البته اینجا دغدغه ست..
آخ که اگر اراده ی پروردگاریش به چیزی تعلق بگیره دخترچه..
چه خواب نرمی..غازی پنیر و خرما نوش جان دلت..برکته و روزی ان شاالله..
دخترچه..تو باور میکنی یک ماه و هفده روز مونده به 95؟

پاسخ:
سلام سارا
نه سارا اصلا باور نمی کنم نزدیکی عید رو.
انساالله هوای تهران همیشه خوب باشه و دل تو شاد.
چه خواب قشنگی دخترچه جانم.


واقعیتت مثل رویاهات آبی و شاد باشه الهی. 
پاسخ:
:)
سلام سمانه. مرسی از دعای خوبت. تو هم همیشه شاد باشی و سالم.
سلام. تازه وبلاگتونو دیدم.مطالبتون جالب بود.معمولا نظر نمیدم اما نوشته هاتون به دلم نشست امیدوارم بهترینها براتون پیش بیاد.وبلاگم مدتهاست غیرفعاله اینه که ادرس نذاشتم
پاسخ:
سلام
خوش اومدید. :)
چقدر خوب 
پاسخ:
:)
سلام 
بهت سر میزنم..میگردم دور فاتخذه وکیلا و با همین خوب میشم و میرم..
پاسخ:
سلام
"و نعم الوکیل"   :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی