Mon coin de solitude

"از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد"

Mon coin de solitude

"از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد"

Mon coin de solitude

اینجا کنج تنهایی من است. از بچگی عادت داشتم، جایی از اتاقم را کنج تنهایی بدانم. پشت دری، کنج دیواری و یا کنار شوفاژی. عموما برای هموار کردن لحظات سختم به آن کنج پناه می بردم. این وبلاگ، برای من حکایت همان کنج آشنا را دارد. کنجی که مجال خلوت با خود را برایم فراهم می کند.

بعد از اسباب کشی به اینجاُ متاسفانه هنوز کل آرشیو را نتوانستم منتقل کنم و برخی از پستها هنوز سرجایشان قرار نگرفته اند. نظرات وبلاگ قبلی هم که متاسفانه همه از بین رفتند...

دنبال کنندگان ۸ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۱ مطلب در دی ۱۳۹۰ ثبت شده است


من اینجا نشسته ام و سهمم از این شهر غریب یک اتاق کوچک است که گاه به اندازه یک زندان تنگ می شود.

این شهر با کوهها و دریاچه اش زیباست اما برای من تمام ایتها چیزی نیست جز دور کردنم از افکار آزاردهنده. اخبارش گاه به گاه به گوشم می رسد که چطور من را نردبام ترقی خودش کرد و امروز از مقاله چاپ شده در ژورنال خارجی اش می گوید. کاش کسی می پرسید چطور با آن استاد خارجی آشنا شدی؟ نمی گویم خودش قابلیت نداشت اما چه خوب می توانست بهره ببرد از همه فرصت ها حتی در اوج ناآرامی ها...


نباید فکر کنم. نباید به او و همه آدمهایی که از اعتمادم سوء استفاده کردند فکر کنم. سه سال از زندگی ام با یک آدم تباه شد. نمی گذارم این تباهی با فکر کردن به او بیش از این پیش برود...


چقدر دلم تنگ مادر و پدر و برادرانم است. در سخت ترین روزها چنان دستم را گرفتند که اگر نبودند چیزی از من باقی نمی ماند.


خدایا شکرت

  • دخترچه