Mon coin de solitude

"از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد"

Mon coin de solitude

"از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد"

Mon coin de solitude

اینجا کنج تنهایی من است. از بچگی عادت داشتم، جایی از اتاقم را کنج تنهایی بدانم. پشت دری، کنج دیواری و یا کنار شوفاژی. عموما برای هموار کردن لحظات سختم به آن کنج پناه می بردم. این وبلاگ، برای من حکایت همان کنج آشنا را دارد. کنجی که مجال خلوت با خود را برایم فراهم می کند.

بعد از اسباب کشی به اینجاُ متاسفانه هنوز کل آرشیو را نتوانستم منتقل کنم و برخی از پستها هنوز سرجایشان قرار نگرفته اند. نظرات وبلاگ قبلی هم که متاسفانه همه از بین رفتند...

دنبال کنندگان ۸ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۳ مطلب در خرداد ۱۳۹۰ ثبت شده است

اینکه زیاد توضیح نمی دهم در مورد آنچه گذشته فقط به دلیل این است که تکرار آن لحظات اذیتم می کند. در ضمن هدف من از نوشتن در اینجا ثبت تک تک وقایع نیست، بلکه ثبت احساساتم نسبت به زندگی شخصی خودم است.

این روزها دارم تلاش می کنم که فکر نکنم به او. کمابیش هم موفقم. هرچند نمی توانم انکار کنم که متنفرم از کسی که سه سال با زندگی ام بازی کرد. ناراحت کننده ترین قسمت داستان آنجاست که فکر می کردم عشق را در کنار این فرد می توانم تجربه کنم. این روزها که چند یادداشت دو سال پیش را می بینم عمیقا درک می کنم که یک جای کار از اول می لنگید...

  • ۰ نظر
  • ۲۹ خرداد ۹۰ ، ۱۷:۲۲
  • دخترچه

امروز سالگرد روزی است که با مادرش آمدند خانه مان خواستگاری. سال 88 بود. نمی دانستم مادرش چطور است. قبل از دیدنش نگران بودم که اختلاف فرهنگی زیاد باشد. وقتی دیدمش به نظرم معقول آمد. انصافا هم باز مادرش از بقیه قابل تحمل تر بود. اما کاش من و خانواده ام آنقدر خام نمی شدیم. کاش فکر می کردیم بعضی آدمها ظاهرشان با باطنشان فرق دارد... زمین تا آسمان

  • ۰ نظر
  • ۱۲ خرداد ۹۰ ، ۱۸:۴۳
  • دخترچه

پس از نزدیک به دو سال می نویسم...


تمام شد! فروردین ماه بود، نزدیک تولدم. فکر می کردم خوش بختم. دوست داشتم در سال 90 شکرگزارتر باشم. آن شب عجیب گفت ناگفته هایی از خودش. شوکه شدم. سه سال کسی را دوست داشتم که با آنچه فکر می کردم زمین تا آسمان فاصله داشت...

تمام شد. دادخواست طلاق ثبت شد.

  • ۰ نظر
  • ۰۴ خرداد ۹۰ ، ۰۳:۵۰
  • دخترچه