Mon coin de solitude

"از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد"

Mon coin de solitude

"از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد"

Mon coin de solitude

اینجا کنج تنهایی من است. از بچگی عادت داشتم، جایی از اتاقم را کنج تنهایی بدانم. پشت دری، کنج دیواری و یا کنار شوفاژی. عموما برای هموار کردن لحظات سختم به آن کنج پناه می بردم. این وبلاگ، برای من حکایت همان کنج آشنا را دارد. کنجی که مجال خلوت با خود را برایم فراهم می کند.

بعد از اسباب کشی به اینجاُ متاسفانه هنوز کل آرشیو را نتوانستم منتقل کنم و برخی از پستها هنوز سرجایشان قرار نگرفته اند. نظرات وبلاگ قبلی هم که متاسفانه همه از بین رفتند...

بایگانی
پیوندها

خونه ماست اون ور آب*

يكشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۷، ۰۳:۰۷ ب.ظ

دیشب تا صبح، برف بارید. با اینکه در شهر من کمتر برف می‌نشیند، صبح لایه نازکی از برف همه جا را پوشانده بود. امروز تولد برادر اول است و صبح مامانم پیام داده بود که برنامه‌ای که برای تولدش چیده بودیم را چطور پیش ببریم. تقویم فعال ذهن من خوب می‌دانست که امروز، روز دیگری هم هست. هنوز توی تخت بودم که چیزی در ذهنم صدایش را بلند کرد که واقعا چطور می‌شود که تنها دو روز بعد از آن همه حرف جدی، ...؟ درد داشت حس تحقیرش و مدام عمیق‌تر می‌شد. نباید می‌گذاشتم این حس بیشتر از این ماندگار شود. رفتم و ویدئویی که مجموع پیام‌های تبریک ما برای برادرم بود را دیدم. چقدر من بی‌انرژی بودم در پیام تبریکم. از خودم بدم آمد. فضای کلی ویدئو اما شاد بود. چقدر تک‌تک این آدم‌ها را دوست داشتم. با تمام وجود حاضر بودم به جای همه‌شان هر دردی را تحمل کنم و آنها فقط شاد و سالم باشند.
* هنوز هم خونه ما مرجان فرساد رو دوست دارم.

  • ۹۷/۰۹/۲۵
  • دخترچه

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی