Mon coin de solitude

"از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد"

Mon coin de solitude

"از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد"

Mon coin de solitude

اینجا کنج تنهایی من است. از بچگی عادت داشتم، جایی از اتاقم را کنج تنهایی بدانم. پشت دری، کنج دیواری و یا کنار شوفاژی. عموما برای هموار کردن لحظات سختم به آن کنج پناه می بردم. این وبلاگ، برای من حکایت همان کنج آشنا را دارد. کنجی که مجال خلوت با خود را برایم فراهم می کند.

بعد از اسباب کشی به اینجاُ متاسفانه هنوز کل آرشیو را نتوانستم منتقل کنم و برخی از پستها هنوز سرجایشان قرار نگرفته اند. نظرات وبلاگ قبلی هم که متاسفانه همه از بین رفتند...

بایگانی
پیوندها

شبانه

دوشنبه, ۵ آذر ۱۳۹۷، ۰۳:۱۴ ق.ظ

شاید نوعی اگزاماست که پاشنه پا را درگیر کرده. هرچه هست بی‌خوابم کرده. شاید هم چیزهای دیگری بی‌خوابم کرده‌اند. 

از آن رفیقانی بود که نارفیق شد بعدا، خیلی هم پَست بود شیوه نارفیقی‌اش، اما در دورانی که رفیق بود یا رفیق می‌نمایاند، حرف خوبی زده بود. الان بعد از هشت-نه سال می‌فهمم حرفش را. اما مشکل این است که نمی‌توانم در شرایط جدید و در مورد هیولاهای جدید پیاده‌اش کنم.

راهش نوشتن و پاره کردن است یا نوشتن و سوزاندن؟ دفتر زرد، کلمات و جملاتی دارد. (قرار بود در آن دفتر چیزهای دیگری نوشته شود البته. نشد، نخواست او که باید اراده می‌کرد.) آن نوشته‌های پر التهاب کافی نیستند اما. کلمات «شدید»ی لازم است. (چرا اجازه دادم کلماتم آنقدر به یغما بروند که دیگر «شدید» هم مال من نباشد، رنگ درد داشته باشد؟)

می‌شود اما بی‌خیال کلمات شد. کلماتی نوشت و بعد خط‌خطی‌شان کرد. آنقدر که صفحه پر از اشکال درهم شود، به رسم گذشته.

  • ۹۷/۰۹/۰۵
  • دخترچه

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی