Mon coin de solitude

"از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد"

Mon coin de solitude

"از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد"

Mon coin de solitude

اینجا کنج تنهایی من است. از بچگی عادت داشتم، جایی از اتاقم را کنج تنهایی بدانم. پشت دری، کنج دیواری و یا کنار شوفاژی. عموما برای هموار کردن لحظات سختم به آن کنج پناه می بردم. این وبلاگ، برای من حکایت همان کنج آشنا را دارد. کنجی که مجال خلوت با خود را برایم فراهم می کند.

بعد از اسباب کشی به اینجاُ متاسفانه هنوز کل آرشیو را نتوانستم منتقل کنم و برخی از پستها هنوز سرجایشان قرار نگرفته اند. نظرات وبلاگ قبلی هم که متاسفانه همه از بین رفتند...

پیوندها

زین جفا رخ به خون بشوید باز

يكشنبه, ۶ آبان ۱۳۹۷، ۱۱:۲۴ ب.ظ

پسرک نشسته بود جلوی گوشی، غذا خورده بود و من در صفحه گوشی‌ام نگاهش کرده بودم. کودکی به سن او احتمالا خنده‌های دروغین را تشخیص نمی‌دهد و اشک‌هایی را که ناشیانه پنهان می‌شوند، نمی‌بیند.

در زندگی، لحظاتی وجود دارند که ناگهان پیکر‌ه‌ای مهاجم مقابلت عریان می‌شود و شروع می‌کند به بی‌وقفه رقصیدن و بر هم زدن همه آنچه اندوخته‌ای. انگار که بخواهد به سخره بگیردت و با طعنه بگوید بس است دیگر جنگیدن. هرچه بیشتر جنگیده باشی، عریانی مهاجم رقصان بیشتر در ذوقت می‌زند و رقصش نفرت‌انگیزتر می‌شود و صدایش گوش‌خراش‌تر. یک جایی دیگر توان جنگ را از دست می‌دهی. تسلیم می‌شوی. می‌افتی آن گوشه و می‌گذاری مهاجم بی‌شرم، یکه‌تازی کند.

تو می‌توانی آن‌طور خلع سلاح شده گوشه‌ای افتاده باشی و نای هیچ کاری نداشته باشی، اما به پسرک دوست‌داشتنی لبخند بزنی تا نگران نشود. تو می‌توانی بارها از پشت گوشی ببوسی‌اش اما حرفی نیاید بر زبانت. شاید دروغین بودن لبخندت را نفهمد، اما کم‌کم حوصله‌اش سر می‌رود از سکوت تو و خداحافظی می‌کند.


  • ۹۷/۰۸/۰۶
  • دخترچه

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی