Mon coin de solitude

"از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد"

Mon coin de solitude

"از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد"

Mon coin de solitude

اینجا کنج تنهایی من است. از بچگی عادت داشتم، جایی از اتاقم را کنج تنهایی بدانم. پشت دری، کنج دیواری و یا کنار شوفاژی. عموما برای هموار کردن لحظات سختم به آن کنج پناه می بردم. این وبلاگ، برای من حکایت همان کنج آشنا را دارد. کنجی که مجال خلوت با خود را برایم فراهم می کند.

بعد از اسباب کشی به اینجاُ متاسفانه هنوز کل آرشیو را نتوانستم منتقل کنم و برخی از پستها هنوز سرجایشان قرار نگرفته اند. نظرات وبلاگ قبلی هم که متاسفانه همه از بین رفتند...

«بر همان عهد که بودیم، بر آنیم هنوز»

يكشنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۷، ۰۴:۱۳ ق.ظ

من فکر کرده بودم می شود دست کشید. نشد. نتوانستم. یا شاید خودش نخواست که بشود.

راستش٬ آنقدری نان و نمکش را خورده ام که شرمم شود از اینطور نمکدان شکستن. نان و نمک؟! چه می گویم. 

تسلیم٬ ای رقیق اعلی! بندت را بیانداز دور گردنم و هر کجا که خواهی ببر.



  • ۹۷/۰۱/۲۶
  • دخترچه

نظرات (۹)

چه خوب که دوباره نوشتی. 
سفر به ایران خوب بود؟ 

خیلی رمزی نوشتی و خوب طبعا چیز دیگه ای نمیشه گفت و خوب نمیشه هم پرسید. چون قطعا اگر راحت بودی در موردش حرف بزنی، اینطور رمزی نمی نوشتی کع!!


موفق باشی و سلامت
پاسخ:
سلام
خیلی سخته ازش حرف زدن.
هرچه فکر می کنم هنوز هم خدایم را بیشتر دوست دارم. کاش ببیندم اما.
حالا اینقدر نفوس بد نزن. دمی را خوش گذران. تا ببینیم به چی میرسه
پاسخ:
دمی را خوش بودم. و الان مانده ام که چه کنم...
الانم بله را بده و خلاص ;)
پاسخ:
به این راحتی ها نیست ریحانه.
اگه اشتباه نکرده باشم میون عشق و اعتقادت گیر افتادی! اما اگر کسی عاشق باشه معشوقش رو همونجوری که هست. با همون اعتقاداتش دوست داره! 
شاید هم دارم مزخرف میگم. در هر صورت امیدوارم بهتری ها برات اتفاق بیفته.
پاسخ:
سلام رافائل، درست حدس زدی.  راه سختی به نظر میاد. اما من دارم عشقی رو می چشم که تا حالا نچشیده بودم. دعا لازمم رافائل.
بر هر چه همی‌لرزی می‌دان که همان ارزی



و فقط خدا میدونه تو چقدر می ارزی جان جان جان دل من
پاسخ:
آخ گولو، آخ. تمامِ بودنم عاشق شده. فیلسوف، نرم ترین مردِ جهانه. من اما می ترسم...
از لحاظ تلپاتی ، دقیقا هر سری بعد ‌‌‌ مدتها بیای و به روز شده باشین، البته من نمی‌دونم چرا یه دلبستگی ملویی به صاحب این وبلاگ دارم که دلم تنگ  میشه و میام چک میکنم هر از چند گاهی، زیر بارون میاد روز آخر رجب دعاگو هستم
پاسخ:
سلام فاطمه
چه دل نشین و دل گرم کننده بود. چقدر خوبه دعای زیر بارون. 
برات خیلی دعا میکنم و دعا میکنم معشوقت تو رو با همین اعتقاداتی که داری دوست داشته باشه.
پاسخ:
رافائل، چه خوب که هستی. :)
سلام
سال نو مبارک
خوبه که هستی و اومدی و نوشتی

امید که در دوراهی که هستی بهترین و انتخاب کنی 

امید که شاد باشی

امید که خداوند هر چه به صلاحت هست و برات محیا کنه
پاسخ:
سلام متین
سال نوی تو هم مبارک. خیلی ممنونم از آرزپهای خوبت. :)
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
******
سلام..
منم شبیه این ماجرا رو دارم این روزا و خیلی خسته ام ...
نازک شده ام و ..
هرچی بیشتر سخت میگیره ..بیشتر عاشقش میشم! ..اما نمیتونم ترسم رو کتمان کنم...عدد سنم...پیر شدن سلول هام! .. دغدغه های عزیزانم...و ..بساطیه!
پاسخ:
سلام سارا،
چی بگم...
گاهی فکر می کنم من اصلا اشتباه فهمیده ام این معادله را!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی