Mon coin de solitude

"از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد"

Mon coin de solitude

"از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد"

Mon coin de solitude

اینجا کنج تنهایی من است. از بچگی عادت داشتم، جایی از اتاقم را کنج تنهایی بدانم. پشت دری، کنج دیواری و یا کنار شوفاژی. عموما برای هموار کردن لحظات سختم به آن کنج پناه می بردم. این وبلاگ، برای من حکایت همان کنج آشنا را دارد. کنجی که مجال خلوت با خود را برایم فراهم می کند.

بعد از اسباب کشی به اینجاُ متاسفانه هنوز کل آرشیو را نتوانستم منتقل کنم و برخی از پستها هنوز سرجایشان قرار نگرفته اند. نظرات وبلاگ قبلی هم که متاسفانه همه از بین رفتند...

دنبال کنندگان ۷ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

خواسته های یک متوفی نامرئی

جمعه, ۱۷ مهر ۱۳۹۴، ۰۵:۵۵ ب.ظ

خوب است جایی باشد که آدم بتواند برای بعد از مرگش بنویسد. معمولا تا می خواهی از این حرفها بزنی همه اعتراضشان بلند می شود. اما مکتوب که باشند، شاید در وقت مناسب خوانده شوند:


1. از همه دوستان و آشنایانی که عکس بی حجاب از من دارند خواهش می کنم که عکس هایم را منتشر نکنند و به کسی نشان ندهند. می دانم هزار دلیل می شود آورد که فلانی که دیگر مرده و مسئولیتی ندارد و اصلا گناهش پای ما و ... باشه، اصلا شما راست می گویید، اما می شود بر اساس همان منطق قشنگتان  لااقل به این خواسته که تصمیم در مورد شخصی ترین حقوقم است، احترام بگذارید؟


2. از من مجسمه و نماد افسردگی و غم و حساسیت نسازید. هیچ کدام از شماها حس های من را درک نکردید که الان به راحتی بتوانید من را در یک گروه خاص جا بدهید. پس لطف کنید و سکوت کنید در مورد شخصیتم.


3. مادرم خوب می داند که مخالف رستوارن دعوت کردن در روز ختم هستم. این رسم به نظرم از چندش آورترین هاست.  دوست دارم هزینه مراسمم  به آسایشگاه سالمندان یا مرکز نگهداری از کودکان تقدیم شود.


4. تاج گل نفرستید و نیاورید. نصف هزینه تاج گل را هم بدهید به مستحق، من از آن دنیا دستتان را می بوسم!


5. اگر کسی دوست داشت غیر از خیرات برایم کاری کند، پای قبرم بید مجنونی بکارد.


 خواسته هایم البته بیش از این حرفهاست، از اینکه چه کسی در ختمم حرف بزند تا شعر روی قبر و الخ. اما از آنجا که خواسته ها که زیاد شود کسی توجه نمی کند، ترجیح دادم اهم شان را اینجا ثبت کنم. هرچند که فکر می کنم آن موقع هم نامرئی باشم  و اکثر افراد نخواهند بدانند که من واقعا چه خواسته ام. 

  • ۹۴/۰۷/۱۷
  • دخترچه

نظرات (۶)

شماره 3 و 4 نشون میده که نمیدونی آدما این کارها رو برای مرده ها انجام نمیدن، برای خودشون انجام میدن. نمیتونی از کسی بخوای کارایی رو که داره به خاطر خودش انجام میده رو انجام نده.
شماره 1 و 5 هم نشون میده درک درستی از مرگ نداری و میخوای مرگ رو با کنترل کردنه یه سری چیزها که هیچ فرقی به حال شصت هفتاد کیلو گوشت و استخونه زیر خاک رفته ندارن، انکار کنی.
"بعد" از مرگی وجود نداره. حداقل نه برای اونی که مرده.
پاسخ:
خوش به حال شما که میدونی و درک درستی داری و بلدی دونستنت و درک درستت رو به رخ بکشی. 
بگذار امثال من هم با درک نادرستشون و اعتقادشون به جهان پس از مرگ در جهالت بمونیم!
  • سارای قصه
  • سلام دخترچه ی عزیز..

    اول اینکه از صمیم دل برات یه عمر بلند و پر ثمر در صحت و آرامش آرزو میکنم به لطف مهربان پروردگار..
    بعد هم راجع به این نوشته..اصولا نوشتنش رو دوست دارم و مال خودم رو هم مرتب آپدیت میکنم!
    راجع به مورد اول منم واقعا امیدورام اون "احترام" رو بگذارن..فارغ از عقاید محترم خودشون..
    مورد دوم همین حالا که مرئی تشریف داریم هم "درد" است..درک شدن پیشکش ..واقعا همچین توقعی ندارم..اما سکوت..لطفا سکوت..
    مورد سوم منو یاد روزی انداخت که پدربزرگم رو به خاک سپردیم..17 ساله بودم و هرگز فراموش نمیکنم وقتی که دیر تر از بقیه از سر مزار برگشتیم و صدای قاشق و چنگال ها و ..
    اما راستش حالا فکر میکنم مردم گناه دارند ..توی اون گرما یا سرما لابد بعد از راهی کردن من به آنطرف آب حسابی خسته و گرسنه اند!..نمیدونم..
    گل فقط چند شاخه ای که تسلای دل عزیزانم باشد ..من اون سنگ رو هیچ دوست ندارم..
    بید مجنون..کنار مزار پدربزرگ یک درخت اقاقی سپید بود..یک روز رفتم و دیدم قطعش کردند و کنده ش باقیه..هیچ وقت نفهمیدم چرا. .ولی دلِ سیر غصه ش رو خوردم ..
    ببخش بابت پر حرفی..تعداد وبلاگ هایی که براشون کامنت میگذارم به اندازه ی انگشتای یک دستند و دخترچه یکی از این بدشانس های دوست داشتنیه ;)
    .
    .
    شصت هفتاد کیلو گوشت و استخوان..! چه "عجیبه" این نگاه به آدمیزاد..







    پاسخ:
    سلام سارای قصه
    ممنون که درکم کردی. حرف رو می فهمم در مورد خستگی و گرسنگی همراهان. اما اگر فقط نزدیکان بیان، شاید یکی بتونه حواسش باشه که مثلا بعد از خاکسپاری  همه خونه کسی جمع بشن و غذایی هم خورده بشه. اما اینکه همه راه بیفتن رستوارن در اون حال و روز، برای نزدیکان خیلی سخته به نظرم. بماند که فکر کنم توصیه هم شده به ماندن کنار قبر متوفی تا مدتی. فکر کنم نزدیکان هم ترجیحشون اینه که به جای اینکه نگران مهمونها در رستوران باشند، مدتی رو در خلوت کنار عزیزشون صرف کنند. نمی دونم راستش چطور میشه برنامه ریزی کرد که همه این مسائل در نظر گرفته شه. ان شاالله زمانی که من برم، یه برنامه ریزی خوب اتفاق بیفته. :)
    چه خوب که هستی و می خونی اینجا رو و می نویسی برام سارا. 
    الان جا داره من به صورت مجازی اعتراضمو اعلام کنم یا نه؟! :))
    عزیزدلم ایشالا عمر باعزت و طولانی داشته باشی و همیشه سلامت باشی.
    جا داره بگم من از وبلاگ قبلی پیگیر نوشته هات بودم, و آرشیوتم خونده بودم, بسی هم لذت برده بودم:)
    پاسخ:
    سلام
    ممنونم عزیزم. خوشحالم کردی.
  • پرنده گولو
  • سلام
    عزیزکم ان شاالله سالهای سال به خوشی عمر کنی و با عزت باشی و عزیزانت داغ بچه نبینند و خودشان هم عمر طولانی داشته باشند.
    دخترچه جان من، چقدر خوب که سفارش هایت را نوشتی، گیرم کسی گوش نکندشان، تو حداقل خیالت راحت است که تا جایی که دستت می رسیده تکلیف بعد از رفتنت را هم معلوم کرده ای. همین خیلی به ادم ارامش میدهد.
    از طرفی خیلی کارها را شاید نتوان انجام داد ولی همین که بدانیم چه را بشتر دوست داری و چه را کمتر ، کلی کارها را راحت میکند.
    بید را من میکارم. اگر زنده بودم. و برایت ملک و حشر میخوانم. تو هم برای من دعا کن. هرچه باشد ان طرف دستت باز تر خواهد بود.
    پشتت باید اصولا غمگینم میکرد ولی نکرد!
    دانستن اینکه ته همه ی اینها خواست خداست ادم را به همه چی مطمئن میکند.
    پاسخ:
    سلام 
    چه خوب که تو هستی گولویم. چه دلم گرم شد با وعده کاشتن بید مجنون.
    چه خوب بود جمله آخرت. داشتن تو نعمته گولو. تو برای من یکی از بهترین "یادآوری کننده" ها هستی. لیاقت می خواد که خدا آدم رو وسیله تذکار بنده هاش کنه...
  • سارای قصه
  • حالم خوب میشه از این اومدن وخوندن و نوشتن ..ممنونم ..
    مقصودم همان پذیرایی از کسانی بود که عزیزانم رو همراهی کردن..وگرنه حق با توئه رستوران هیچ حس خوبی نداره برای کسانی که داغ عزیزشون رو دیدن..
    خدا یه نگاه میکنه و بهترین تصمیم ها گرفته میشه و همه چیز خوب خوب پیش میره...
    عمرت بلند دوست خوب..  

    پاسخ:
    :)
  • دختری از جنس دریا
  • سلام 
    امیدوارم خدا عمر با عزت بهت بده.
    به نظر من نوشتنت اینجا خیلی کار  خوبی بود 
    خواسته هات واقعا نشون میده چقدر آدم خوبی هستی و چقدر روح بزرگی داری وقتی از بید مجنون گفتی خیلی خوشم اومد...چون من عاشق بیدم.
    انشاالله همیشه سلامت و شاد باشی در کنار عزیزانت
    پاسخ:
    سلام عزیزم
    به من لطف داری
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی