Mon coin de solitude

"از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد"

Mon coin de solitude

"از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد"

Mon coin de solitude

اینجا کنج تنهایی من است. از بچگی عادت داشتم، جایی از اتاقم را کنج تنهایی بدانم. پشت دری، کنج دیواری و یا کنار شوفاژی. عموما برای هموار کردن لحظات سختم به آن کنج پناه می بردم. این وبلاگ، برای من حکایت همان کنج آشنا را دارد. کنجی که مجال خلوت با خود را برایم فراهم می کند.

بعد از اسباب کشی به اینجاُ متاسفانه هنوز کل آرشیو را نتوانستم منتقل کنم و برخی از پستها هنوز سرجایشان قرار نگرفته اند. نظرات وبلاگ قبلی هم که متاسفانه همه از بین رفتند...

دنبال کنندگان ۸ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

بی دقتی های آسیب زننده

پنجشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۲:۲۰ ب.ظ

چندین سال است که مجموعه کلاه قرمزی، عیدهایم را رنگی می کند. یادم می آید سه سال پیش که اینترنت خوابگاه قطع بود، لپ تاپ را با بدبختی به پنجره می چسباندم تا با وای فای رایگان شهر، کلاه قرمزی ببینم! ایرج طهماسب را دوست دارم. بسیاری از نقدهای وارد به او ، از جمله اینکه مدام پند و اندرز می دهد، را وارد نمی دانم. حتی نقد مربوط به دامن زدن این مجموعه به کلیشه های جنسیتی هم به نظرم، در عین قابل تامل بودن، خیلی دقیق نبود. اما، هفته پیش قسمتی از کلاه قرمزی را دیدم که تا مدتها درگیرم کرد. هرچه هم جست و جو کردم، دیدم جز یک کامنت در یکی از سایت های خبری که از قضا نمره منفی زیادی هم گرفته بود (!)، هیچ منتقدی به موضوع مورد نظر من نپرداخته است.

در یکی از آخرین قسمت های این مجموعه، شخصیتی به نام "خونه بغلی" که کارگر است، وارد داستان می شود. موضوع آن قسمت، احترام بود. ویژگی خونه بغلی این است که کار خودش را می کند و به حرف گوش نمی دهد. اولین سوالی که برای من مطرح شد این بود که چرا انقدر با تاکید گفته می شود که این شخصیت کارگر است؟ کاری که از او خواسته شده بود سیم کشی بود و می شد با عناوین مثل مهندس یا تکنسین هم او را معرفی کرد. تا اینجای قضیه باز هم قابل قبول بود. اما وقتی که کارگر "خونه بغلی" دزد پیژامه فامیل دور از آب درآمد و به عنوان شخصیتی معرفی شد که کارش را درست انجام نداده اما با طلبکاری، درخواست مزد و عیدی می کند، و چیزی هم دزدیده و با پررویی دزدی اش را هم انکار می کند، فکر من بدجوری مشغول شد. همه ما تجربه سر و کله زدن با اینطور آدمها را داشته ایم و نقد این رفتار به خودی خود، خوب و بلکه لازم است. اما، انگار آقای طهماسب از یک نکته غافل بوده است. درست است که این روزها بزرگسالان زیادی این برنامه را دنبال می کنند، اما این برنامه در گروه کودک تولید می شود و به هر حال بخشی از مخاطبینش کودک و نوجوان هستند. راستش از آقای طهماسب بعید بود که به این نکته توجه نکند که کودکی که پدرش کارگر است، با دیدن این قسمت، آن هم با آن همه تاکید بیجا بر کارگر بودن شخصیت خونه بغلی، چه حس و حالی پیدا می کند. من فکر می کنم حتی اگر این شخصیت به عنوان آقای مهندس یا تکنسین معرفی می شد، بیننده کودکی که نزدیکانش این شغل را داشتند، به دلیل اینکه کلیشه سازی در مورد این دسته از مشاغل خیلی راحت نیست، چندان آسیب نمیدید. اما انتخاب قشری که آسیب پذیر تر است و چسباندن مجموعه ای از رفتارهای ناپسند به فردی از این قشر، قطعا آثار عمیق تری بر کودکان دارد. آن هم در جامعه ای که خیلی از کودکان ما در معرض مقایسه شغل والدین و چشم و هم چشمی و برخورد تبعیض آمیز هستند. تناقض قضیه در اینجاست که موضوع آن قسمت از برنامه "احترام" بود! جالبتر اینکه ماجرای دزدی پیژامه، خیلی بی ربط در داستان گنجانده شده بود و چندان ربطی نداشت به سیر اصلی ماجرا و به راحتی موضوع می توانست محدود شود به همان حرف گوش کن نبودن خونه بغلی.

 تا مدتی بعد از تماشای آن قسمت، به بچه هایی فکر می کردم که با دیدن این برنامه فکرشان مشغول شده یا احیانا طعنه و متلکی از هم کلاسی هایشان شنیده اند، و البته به پدران کارگری که شاید در کنار فرزندانشان این قسمت را دیده اند و سرافکنده شده اند. راستش، من وقتی پزشکان و وکلا و پرستاران و... ، با دلایل موجه و خیلی اوقات غیر موجه، به پخش فلان فیلم و بهمان سریال اعتراض می کنند، چندان درکشان نمی کنم. به عنوان یک وکیل، شاید خوشم نیاید که در بسیاری از سریال ها تصویری خبیث از وکلا نشان داده می شود، اما میدانم که بالاخره وکلا  بلندگویی در اختیار دارند و اعتراض می کنند و هزار و یک راه دارند برای خنثی سازی نسبی تصویر منفی که از آنها ارائه می شود! اما شغل هایی هم هستند که صاحبانشان بلندگویی ندارند که صدایشان شنیده شود. شغل هایی هستند که خودشان در موقعیت آسیب پذیری قرار دارند و ما نباید بیشتر بهشان ضربه بزنیم. آن هم در برنامه ای که مخاطب کودک دارد، که بیشتر در معرض تعمیم دادن  ویژگی های یک فرد به یک شغل و قشر است. لااقل اگر اصل تبعیض مثبت در مورد گروهها و قشرهای آسیب پذیرتر را رعایت نمی کنیم، برای کودکانمان تصویر و کلیشه منفی نسازیم از یک شغل.




  • ۹۴/۰۲/۰۳
  • دخترچه

نظرات (۱)

وای که چقدر شما باشعورید
تبریک میگم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی