Mon coin de solitude

"از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد"

Mon coin de solitude

"از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد"

Mon coin de solitude

اینجا کنج تنهایی من است. از بچگی عادت داشتم، جایی از اتاقم را کنج تنهایی بدانم. پشت دری، کنج دیواری و یا کنار شوفاژی. عموما برای هموار کردن لحظات سختم به آن کنج پناه می بردم. این وبلاگ، برای من حکایت همان کنج آشنا را دارد. کنجی که مجال خلوت با خود را برایم فراهم می کند.

بعد از اسباب کشی به اینجاُ متاسفانه هنوز کل آرشیو را نتوانستم منتقل کنم و برخی از پستها هنوز سرجایشان قرار نگرفته اند. نظرات وبلاگ قبلی هم که متاسفانه همه از بین رفتند...

دنبال کنندگان ۷ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

احترام به خودم

دوشنبه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ۰۸:۰۸ ب.ظ


همکار، هفته پیش دو روز را به خاطر مریضی مرخصی گرفته بود و من هم باهاش همکاری کردم با اینکه یک روزش را خودم می خواستم مرخصی بگیرم. صبح امروز سری به اتاقم زد و با لحنی طلبکار پرسید: "من نبودم، کسی توی اتاقم رفته؟"داستان از این قرار است که بعضی از وسایل مشترک در اتاق اوست و وقتی لازم باشد، باید از آنجا برداریم. از قضا جمعه عصر، رئیس می خواست کاری انجام دهد که نیاز به وسیله ای داشت که در اتاق اوست. در همه این مدت من هیچ وقت اعتراض نکرده ام بهش که چرا اینها باید در اتاق تو باشد. هر وقت لازم دارم، محترمانه ازش اجازه می گیرم، با اینکه همه می دانیم که این وسایل مال او نیست و برای استفاده هر هشت نفر بخش ماست! خلاصه جمعه هم مجبور شدم کلیدش را بگیرم و بروم در اتاقش تا از آن وسیله استفاده کنم و اتفاقا آنقدر عجله داشتم که اصلا به اتاقش نگاهم نکردم. وقتی این را پرسید من مثل بچه ای که برای ناظمش دارد توضیح میدهد، توضیح دادم که از من فلان کار را خواستند و من رفتم در اتاقت و اتفاقا دیدم نامه هایت هم کف زمین بود، حتما برایت از زیر در رد کردند. او هم با لحن طلبکاری گفت آها!

بعد از این همه مدت تمرین، به این مرحله رسیده ام که نگذارم رفتارش یک روزم را کامل خراب کند، اما راستش از خودم بدجور شاکی ام. من چرا یاد نمی گیرم سوال را با سوال جواب بدهم؟ این دقیقا کاری است که خود همکار می کند. چرا به جای یک "چطور مگه؟" کوتاه، انقدر توضیح میدهم که نکند یک صدم ثانیه  طرف فکر بدی در مورد من بکند؟ چرا انقدر اجازه میدهم ملت طلبکارم شوند؟ چرا هربار می گویم دفعه بعد انقدر توضیح نمی دهم، و باز دفعه بعد نمی توانم قبل از توضیح دادن، کمی فکر کنم که اصلا توضیح لازم است یا نه؟ آمدم سر این مورد کمی با خودم دعوا کنم، دیدم این روش هم خیلی در تضاد با مهربانی با خود است. به جایش به خودم گفتم همین که تا حدی پیشرفت کرده ام غنیمت است، اما دفعه بعد سعی می کنم به خودم احترام بیشتری بگذارم.

ف با دانشگاه برای سفری کوتاه به این شهر آمده. چهارشنبه می آیند اینجا. من هم هرچه فکر کردم دیدم بهترین راه احترام گذاشتن به خودم این است که آن روز را با کسی قراری تنظیم کنم و مرخصی ساعتی بگیرم. دلایلش مفصل است، همین قدر بگویم که اگر من اینجا باشم، هر رفتاری بکنم او بلد است از تویش ماجرایی در بیاورد. همان بهتر که نباشم. اما آرامم و خدا را شکر، آشفته نیستم. یعنی نماندم به خاطر او نیست، برعکس، به خاطر احترام به خودم است. امشب هم فارغ التحصیلان دانشگاهم که در این شهر هستند (از جمله خودم) از طرف دانشگاه دعوت شده اند برای یک دور همی دوستانه با دانشجویان جدید. آن را هم می پیچانم. این استراتژی فقط جهت حمایت از خودم است. من اسمش را فرار نمی گذارم. از دید من، این فقط اجتناب از قرار گرفتن در موقعیت مشکل زاست. من از رو به رو شدن با او نمی ترسم، اما این رو به رویی من را در موقعیتی قرار می دهد که دوستش ندارم و من هم قصد ندارم خودم را بی جهت آزار بدهم. به ویژه که به هیچ وجه بلد نیستم فیلم بازی کنم و او در مقایل، بسیار سیّاس است. کمترینش این است که اگر من بروم جلو و سلام کنم، او دوباره فکر می کند که خبری است و رفتاری نچسب می کند.... و اگر نروم، باز هم من می شوم آدم بَده و ایشان می شود اسوه خوبی و اخلاق. نمی خواهم پیش داوری کنم، اما این آدم امتحانش را قبلا چند بار پس داده. خلاصه همان بهتر که با او در یک محیط نباشم و بی خودی زمینه گناه خودم و او را فراهم نکنم. خوبیش این است که هیچ کدام از این برنامه ها آنقدر هم جذاب نبودند برایم که خیلی دلم بخواهد درشان باشم. به جایش چهارشنبه می روم و حسابی به دخترچه خوش می گذرانم! 





  • ۹۳/۱۲/۱۱
  • دخترچه

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی